بعد از ۱۲ سال

...

استحاله ی هویت مفاهیم

واسه خیلی ها دین پناهی شده
واسه پنهون کردن حقارتاشون
اخلاق و شرافت رو رعایت کردن سخته
چون نمیتونه این سختی رو انجام بده
خودشو با ظواهر دین سرگرم میکنه
تا هم پیش خودش آدم خوبی جلوه کنه هم پیش اجتماع
دست مهربونی نداره.طبع بخشنده یی نداره
دل بزرگی نداره.صداقتی نداره.وفای به عهدی نداره
اما نماز جماعت رفتن و مکه رفتن و
دعای هفتگی برگزار کردن و
انداختن انواع سفره ها و...خوب بلده
فقط دین اینجوری نشده
قانون و عرف هم همین مصیبتو دارن

درد و تنهایی مصلحان

هر مصلحی حالا میخواد در هر سطح و موضوعی که باشه

باید با رنج مصلح شدن کنار بیاد

چون لاجرم باید با عرف مبارزه کنه

از ابراهیم و عیسی و محمد و منصور و شمس گرفته تا...

اما یه موضوعی این وسط هست:

ابراهیم رو متهم کردن به بی دینی!

عیسی رو به جعلی بودن

محمد رو به جادوگر بودن

منصور رو به مرتد بودن

شمس رو به شاگردی شیطان

مطمئن باشید مصلح جهانی بعدی هم بیاد

این به ظاهر مومنین!

همون میکنن که مومنین قدیم کردن!

دیگه از بی دینا چه انتظاری میشه داشت؟

 

حالا دیگه

خفاش ها هم توصیف خورشیدو میکنن...

ماموریت از یاد رفته

مفهوم خدا همیشه با آدمی بوده

و به تناسب آدما و زمان تعابیر متفاوتی ازش شده

صحبت سر خدا محوری و انسان محوری بود

آیا خدا دشمن انسانه؟

آیا خدا در تعارض با انسانه؟

آیا خدا برای انسانه یا انسان برای خدا؟

سوال بالا این سوال رو تولید میکنه:

انسان یعنی چی؟

به من میگفت باید خدا محوری باشه

چون انسان امیال داره

بهش گفتم موضوع انسان محوری هست نه امیال انسان محوری!

آیا امیال انسانی از جایی غیر از خدا میاد؟

این خدا رابطش با انسان چی هست؟

منصور که میگفت خدای زمینم انسان محور بود

یا خدا محور؟آیا این سوال ذاتا درسته؟

کاری به پیش فرض ها ندارم

اما دیدم اینه که هر انسانی ماموریتی داره

و ماموریت مشترک همه شناخت هست

و این شناخت با ظواهر محض(مثلا نماز) به دست نمیاد

هر چند که این لوازم سودمند هستن به شرط درک

به قول شمس:معاد رو منکر بودی لیک صافی و روحانی بود

و این ماموریت چیزی هست که

از یاد انسان رفته و میره و خواهد رفت

واسه خودش قانون میسازه عرف میسازه

چون میخواد خودش رو با عمل به اون ها بهتر نشون بده

این عرف و قوانین بعدا ماهیتشون عوض میشه

و خودش در مردابی که خودش درست کرده یواش یواش میمیره

و این وسط مسیح و محمد و...بازیچه یی میشن

واسه نقاب زدن ها.و اما خدا...

دلیل زنده بودنم

عشقی که واسش حد و مرزی نمیبینم

عشقی که استغنا میاره

خدای من هیچ نسبتی با این همه عرف و قانون نداره

با این همه تلاش های...

چرا تلاش میکنم؟این سوالی به عمق تاریخه

کاش واژه قدرت داشت

خط سومی میباید...

اونایی که با این معیارا انتخاب میکنن!

یه زن باید همیشه یادش باشه که:

خیلی زن ها هستن که ازون زیباتر و جذاب ترن

و یه مرد هم نباید فراموش کنه که:

ازون پولدار تر هم هستن

دیروزو به افسوس میفروشن

امروزو به آز

 و فردارو به آرزو...

و تکرار این معامله ی یک طرفه!

آرزومند دیدار کسی هستم

که فقر رو انتخاب کرده باشه

راه حقیقتی که به ظاهر انتخاب بشه

چون راه های دیگه بستست

چه ارزشی داره این انتخاب و این رفتن؟

یه روزایی میاد که آدم

افسوس کارایی که نکرده رو بیشتر میخوره

از کارایی که کرده

پس باید نترسید باید تجربه کرد

باید آغاز کرد...

مردمو با خیال ها و غیبتاشون تنها بذار

آقا یا خانومی که با نقطه کامنت میذاری

تشکر عزیز که سر میزنی

تشبیه حبابت منو یاد این دو جمله انداخت:

به ملکوت آسمان ها کسی راه نمیابد

مگر اینکه دوباره متولد شود(عیسی)

قبل از مرگتون بمیرید(محمد)

و خوشحال میشم با آدرس کامنت بذاری

 

بعضی ها ایمان نمیارن

دچارش میشن!